على محمدى خراسانى
69
شرح رسائل (فارسى)
حق نظر : شيخ ره مىفرمايد : حق مطلب آنست كه بگوئيم : هرگاه از طريق حكم عقل چه بديهى يا نظرى قطع به امرى از امور پيدا كرديم ديگر محال است از طريق شرع قطع يا ظن به خلاف آن پيدا كنيم و اگر احيانا ظواهر پارهاى از ادلّهء شرعيه با اين حكم عقل مخالف باشد چنانچه آن ظواهر واجد شرائط حجّيت نباشند طرح خواهيم كرد و چنانچه واجد شرائط باشند ناگزير بايد توجيه نموده و بر خلاف ظاهر آن حمل كنيم فى المثل براهين عقلى فلسفى و كلامى مىگويد : خداوند جسم نيست بلكه حقيقتى فراتر از مادّه و جسم است ولى از ظاهر برخى آيات بوى جسميت مىآيد از قبيل : يد اللّه فوق ايديهم ، و جاء ربك و الملك صفا صفا ، وجوه يومئذ الى ربها ناظرة و . . . در اينجا حكم عقل را مىگيريم و اين آيات را حمل مىكنيم بر خلاف ظاهر آن مثلا در آيهء اول مىگوئيم يد كنايه از قدرت است يعنى قدرت خدا ما فوق همهء قدرتها است و در آيه دوّم مىگوئيم : مضافى مقدر است يعنى و جاء امر ربك و در آيه سوم هم مضافى مقدر است كه وجوه يومئذ الى رحمة ربها ناظرة و هكذا آيات ديگرى كه ظاهرا با حكم عقل منافى است و در مواضع مناسبه گفته شده و همچنين است عكس مطلب يعنى اگر از راه دليل شرعى معتبر قطع به امرى پيدا كرديم ديگر محال است از طريق دليل عقل قطع به خلاف پيدا كنيم حتى اگر استدلال عقلى صورت برهانى هم داشته باشد خواهيم گفت اين مغالطه است و شبهه در برابر يك امر بديهى است فى المثل همهء اديان آسمانى بالاجماع مىگويند : جهان حدوث زمانى دارد يعنى زمانى بود كه عالم نبود و بعد بود شد حال اگر كسى با استدلال عقلى بگويد خداوند قديم است و جهان معلول خدا است و تخلّف معلول از علت تامه محال است مىگوئيم اين مغالطه است حتّى اگر در قالب شكل اوّل منطقى عرضه شود يعنى مثلا بگويد :